جست‌وجوی هویت در قاب هنرمندی

0

نگاهی به عکس‌ها و فعالیت‌های منصور نعیمی

 رضا دبیری‌نژاد

پژوهشگر فرهنگ و هنر هرمزگان

ساحل پشت‌شهر | © منصور نعیمی
ساحل پشت‌شهر | © منصور نعیمی

وقتی صحبت از هنر می‌شود بسیاری موضوعات به ذهن متبادر می‌شود و مهم‌ترین موضوع در میانه‌ی این موضوعات خود اثرِ هنری است. اثر هنری اما شاید نتیجه‌ی ملموسی باشد که مشاهده می‌شود اما برای هنرمند آنچه پیش از اثر روی می‌دهد ملموس‌تر است چرا که خودش در جریان تولید آن احساس حضور و وجود می‌کند و از این طریق می‌تواند حضور خود را در عالم معنا کند. اثر هنری در وهله‌ی نخست دلالت صریحی بر هنرمندی هنرمند دانسته می‌شود و در نقدهای هنری همه‌ی تلاش‌ها معطوف کالبدشکافی این نشانه‌ی دلالت‌گر می‌شود اما باید در نظر داشت که این دلالت در مرحله‌ی بعد خود به نشانه‌ای دیگر تبدیل می‌شود و از این‌رو می‌توان دلالت‌های ضمنی تازه‌ای را از آن دریافت نمود. این‌گونه است که می‌توان در مرحله ثانویه اثر هنری را دلالتی بر هویت هنرمند دانست. هنرمند در ضمن تولید هنری خود را کشف می‌کند و می‌سازد، چرا که هر اثر تبلور درک و دریافت هنرمند از عالم و آدم است و روایت این این عالمی‌که کشف شده است و جهان بدون این روایت‌ها وجود ندارد. از این‌رو می‌توان گفت که هنرمند جهان را می‌سازد، جهانی که تماشا کرده است، کشف کرده و حتا جهانی را ساخته است. او جهان‌اش را با انتخاب‌ها و چیدمان‌هایش می‌سازد. و همراهِ همه‌ی این‌ها خودش را می‌سازد، خودی که با هر اثر طی می‌شود و هر لحظه بیان می‌شود. با همه این‌هاست که می‌توان هنرمند و جهان‌اش را در آثارش و به عبارتی روایت‌هایش شناخت.

وقتی به جهانِ روایت‌شده‌یِ منصور نعیمی‌در روایت‌های گوناگون‌اش نگاه می‌کنیم می‌توانیم علایق‌اش را و یا بخشی از علایق عیان‌شده‌اش را مشاهده کرد. علایقی که با انتخاب‌هایش در قاب تصاویر، برجسته و تکرار شده است و همین تکرارهاست که شدن‌ها و نشدن‌ها را روایت می‌کند، بیان آرزو‌ها و امیدهای اوست و تلاش آن چیزی که دوست دارد بماند، و برای این نگاهداشت است که دست به ثبت آنها در قاب هنر زده است. وقتی مشترکات روایت‌های هنری نعیمی‌را در قالب‌های مختلف اعم از عکس، فیلم، کتاب و حتا مصاحبه‌ها و گفتارهایش کنار هم می‌گذاریم به مجموعه‌ای می‌رسیم که شامل آداب، رسوم، آیین، گویش، سنن بومی‌و نشانه‌هایی از هنرهای عامیانه است که بر لباس و صنایع روزمره مردم نقش بسته است. مجموعه‌ای که می‌توان آن‌ها را در زمره میراث‌های غیرملموس فرهنگی قرار داد. مجموعه‌ای که می‌توان آن‌ها را نشانه‌های هویتی نام گذاشت. نشانه‌هایی که از یک‌سو پیونددهنده‌ی مردمان یک حوزه یا سپهر فرهنگی هست که آن‌ها را به یکدیگر و به گذشته تاریخی و فرهنگی‌شان و به بوم‌شان پیوند می‌دهد و از سوی دیگر آن‌ها را از دیگر مردمان متمایز می‌سازد، همه اینها در کنار همدیگر احساس تعلق به یک فرهنگ و یک منطقه را در آن‌ها تعلق می‌بخشد. نعیمی‌با آثارش تلاش کرده است تا از ظن خود این سپهر فرهنگی را تعین بخشد و در واقع هویت جمعی بوم خود را نشان دهد، او هویت خود را در این هویت یافته و با تعیین هویت بومی‌بر آن بوده است تا هویت خویش را ترسیم نماید.

منصور نعیمی‌از زمره نخستین هنرمندانی است که در دوره‌ای که هرمزگان رو به مدرن شدن و هم‌سانی با دیگر مناطق نهاد، تلاش کردند هویت و بومیت را دغدغه‌ی خود قرار دهند. این دغدغه آن‌ها را برداشت تا در گام نخست به ثبت قوم‌نگارانه جلوه‌های فرهنگِ بومی‌اقدام نمایند و با این کار جور نهادهایی که باید باشند و نبودند را کشیدند تا در هنگامه‌ی فراموش‌شدن‌ها این یادگارها فراموش نشوند. از سوی دیگر آن‌ها کوشیدند با انتخاب و برجسته‌سازی نشانه‌های بومی‌و به‌کارگیری آن‌ها در تولید آثار هنری صرفا جذب سبک‌ها و تکنیک‌ها نشوند و برای خود سبکی شخصی را بسازند و به هنرشان و در واقع به خودشان هویت بدهند. اما همه‌ی این دغدغه آن‌ها را سرگرم فرم و نگاه به خود نکرد بلکه دغدغه‌های اجتماعی همیشه همراه آن‌ها بود و از همین رو این دغدغه‌های فرهنگی و اجتماعی بر فرم‌سازی‌های هنری برتری یافته است و سبب شده است تا بیش از تمایز‌های فرمی‌کارکردها و دغدغه‌های فرهنگی جلوه داشته باشد. همین دغدغه آن‌ها را به مردم درون آثار نزدیک کرده است و دیگر یک نگاه توریستی به آثار نیست بلکه هنرمند خودش لمس کرده و روایت کرده است از همین رو می‌توان فاصله‌ها را در دید، در زاویه‌ای ملموس و نزدیک دید، نه آن‌قدر نزدیک که جزءنگر باشد و متن جامعه را حذف کند و نه آن‌قدر دور که آدم‌ها کوچک و گم باشند بلکه در زاویه ای رودررو که بیننده‌ مردمِ ابژه شده را با نگاه سوژگانی خود برابر می‌بیند و می‌تواند نگاه‌شان، لبخندشان و حتا شیطنت‌ها و شوخی‌ها را لمس کند و در نگاه عکاس همه این‌ها را ببیند. حتا گاه حضور عکاس را در همراهی با ابژه‌هایش می‌توان دید و همه‌ی این‌ها وقتی‌ست که هنرمند خود بخشی از جامعه و مردم است و دغدغه‌های مشترک دارد و با فرهنگی مشترک می‌تواند هم‌زبان شود. همه‌ی اینها یعنی روایت خود در نگاهی دیگرگونه، هنرمند با تصاویرش خودش را ثبت کرده و خودش را روایت نموده و ساخته است. این خودنگاری فرهنگی در قابی هنرمندانه است.

در کنار همه معلمی‌ها و کمک به ارتقای هنر هرمزگان و ترویج نگاه هنری به قالب‌هایی همچون عکاسی باید استاد منصور نعیمی‌را از خیل معدود پاسداران فرهنگ هرمزگان دانست که عمر خود را صرف این موضوع نموده‌اند و این افتخار را به همه عنوان‌ها و مقام‌های دیگر ترجیح داده‌اند. از این‌رو باید به او دست مریزاد گفت.