بازخوانی مفاهیم از ورای هنر عکاسی

0

نگاهی به محتوای عکس‌های برگزیده بخش مستند دوسالانه عکس

:: آزاده سهرابی
خوداگاه یا ناخوداگاه هنر عکاسی امروز به سمتی گرایش پیدا کرده که کشف مفهوم در آن حرف اول را بزند. رد چنین رویکردی را می‌توان به وضوح در میان عکس‌های برگزیده دوسالانه ملی عکس مشاهده کرد.

هنرآنلاین/ این روزها تعریف هنر عکاسی مانند دیگر شاخه‌های هنری تغییر کرده است. در روزگار معاصر هنر عکاسی علاوه بر نقش فعالانه‌ای که در ارتباط با سایر هنرهای معاصر ایفا می‌کند، به عنوان یک رسانه مجزا نیز جایگاه و دامنه تاثیرگذاری‌اش گسترش یافته است. .این روزها عکاسی تنها ثبت تصاویر یا یک بیان زیبایی شناسانه صرف نیست؛ بلکه هنرمندان عکاس بواسطه عکس دغدغه‌هایشان را علاوه بر هنرشان ارائه می‌دهند و همین مسئله باعث می‌شود خوانش یک عکس ابعاد گوناگونی پیدا کند که یکی از مهمترین آنها خوانش بعد مفهومی‌عکس است.

در واقع می‌توان گفت که امروزه هنر عکاسی،در زمره هنرهای مفهومی‌قرار گرفته که شناخت هنرهای پست مدرنیسم به این مهم کمک فراوان کرده است.

نگاهی به عکس‌های منتخب دوسالانه عکس می‌تواند تاییدی بر این ادعا باشد که هنرمندان عکاس چنان با بعد مفهومی‌درگیر شده‌اند که در بخش مستند نیز می‌توان رد نوعی چیدمان را در عکس‌ها سراغ گرفت و از این منظر آنها را حتی در شاخه عکس‌های نوآورانه گنجاند(هر چند به واقع مرز چندانی میان عکس مستند و خلاقانه نیست)

 

عکس: نعمت اله معینی امین/برگزیده بخش مستند دوسالانه عکس

با نگاه به عکس نعمت الله معینی امین ، می‌توان دریافت هنرمند علاوه بر در نظر گرفتن کمپوزیسیون،رنگ بندی،قاب بندی،توجه به چگونگی قرار گرفتن خطوط در قاب و… بیش از هر چیز مخاطب را با یک خوانش مفهومی‌رو به رو می‌کند. این چیدمان بیش از هر چیز در این ترکیب بندی و قاب یادآور تصادف و مرگ است که شاید با گسترش این تحلیل حتی بتوان ذهن را  به نوعی خاص از برخوردهای اجتماعی نیز کشاند و در این مفهوم که عکاس پیشنهاد می‌دهد ذهن را مشغول نگاه داشت. دامنه پر کنتراست رنگ‌های خاکستری اثر و همچنین بافت ریز و درشت و سرد موجود در عکس نیز بر دامنه مفهوم می‌افزاید تا در نهایت چنین نتیجه گرفت که عکاس هر چند عکسی مستند را ثبت کرده است اما قصد او نسخه برداری صرف واقعیت نبوده است.

عکس:یونس کلاه دوز/برگزیده دوسالانه عکس

یا در عکس کلاه دوز حضور یک مرد در یکی از نقاط طلایی کادر عکس که سر بر سجده دارد(با توجه به مکان که قطاری در حال حرکت است) ما را با تعریف جدیدی از  عبادت رو به رو می‌کند. در این عکس همچنین می‌توان توجه دقیقی داشت به نگاه مرد در جلوی تصویر که رو به دوربین است،مردی در انتهای تصویر که نگاهش به مردی است که سر بر سجده دارد و میان این دو نگاه در نهایت توجه ما به سمت مرد در میانه عکس جلب می‌شود. حتی عکسا این عکس را به عمد سیاه و سفید چاپ کرده تا رنگ توجهی را جلب نکرده و حس عکس تنها از طریق چیدمان و نگاه‌ها منتقل شود.

عکس موذن که شاید نزدیک‌ترین عکس‌ها به مستند باشد هم در نهایت ما را با یک نظام اجتماعی یکپارچه رو به رو می‌کند و دریافت مفهوم برابری همه در این نظام و احترام یکسان آنها به قوانین آن.
حالا دیگر عکاس مستند هم در هر زاویه و هر قاب بندی و روی هر سوژه‌ای تمرکز نمی‌کند و اگر می‌خواهد از یک سرباز مسلح هم عکسی بگیرد ترجیح می‌دهد سربازی را پیدا کند(یا چیدمانی را مهیا کند) که چسبیده به آن یک گربه لمیده باشد تا از پس آن بتواند نوعی آشتی میان یک سرباز مسلح و یک موجود کوچک و بی پناه را در یک قاب ارائه دهد که خود تاویل‌های زیادی را به همراه می‌آورد.تضاد میان اسلحه نشسته بر شانه‌های مرد و آرامشی که گربه درون قاب در پناه مرد مسلح و نزدیک تفنگ دارد حسی غریب را به بیننده انتقال می‌دهد. اما نکته اینجاست که این تنها یک حس نیست و در جهان معاصر دچار خوانش‌های مفهومی‌می‌شود.

 

 

منبع: هنرآنلاین