آمی ویتال Ami Vitale

2


من معتقدم که عکاس یا باید بلد باشد که مخاطب را شگفت زده کند و یا اصلا نباید عکاسی کند.      آمی‌ویتال

آمی ویتال برای علاقه‌مندان به عکاسی مستند و اجتماعی نام آشنایی است .

ویتال عکاس آزاد ۳۹ ساله ای است که در نیو دهلی زندگی می کند . بیش از ۱۰ سال است که عکاسی را به طور جدی آغاز کرده و همه زندگی اش را در سفر‌های مختلف می گذراند. او تا به حال به اکثر کشورها ی اروپایی و افریقایی و خاورمیانه برای عکاسی مستند ,خبری و اجتماعی سفر کرده واکثر تصاویر این جهانگردی در مجله‌هایی مثل تایم , نیوزویک , نیویورک تایمز , لس آنجلس تایمز , گاردین و فاینشنال تایمز, یو اس ای تودی , MSNBC , تلگراف ساندی مگزین و بزینس ویک چاپ شده است.

آمی با فرستادن عکس‌ها و گزارش‌هایش به مطبوعات جهانی از راه دور کار خود را گسترش می دهد.

ویتال، عکاسی جهانگردی و خبری را حین جنگ کوزوو در سال ۱۹۹۹ در اروپا شروع کرده و پس از آن به آلبانی , یوگوسلاوی , بلغارستان , لهستان و جمهوری چک سفر کرده است. یک سال بعد به آفریقا رفته و در سه سال گذشته مدام مشغول عکاسی بین کشورهای مختلف آسیای مرکزی و آفریقایی بوده.

این عکاس هندی تا امروز توانسته به بهترین جوایز عکاسی در دنیا دست یابد که می توان از میان آنها به جایزه سوم ۲۰۰۳ world press photo در بخش اخبار عمومی ، عکس سال در مسابقه مجله عکاس ،جایزه اتحادیه زنان فتوژرورنالیسم کانن( Canon ), بهترین عکس در مسابقه مجله دیویژن در سال ۲۰۰۳ , جایزه اول مجله Feature Story , بهترین عکس خبری NPPA در سال ۲۰۰۲ ، ششمین مسابقه بین المللی عکاسی خبری در اسپانیا ,تقدیر آژانس مگنوم و بنیاد آلکسیا و همچنین جایزه‌های مختلفی که در مسابقات عکاسی در کشورهای چین , جمهوری چک , امریکا و کانادا کسب کرده اشاره کرد.

بنیاد آلکسیا به او کمک هزینه ای را به دلیل توسعه صلح جهانی و فرهنگ‌های ملل مختلف اهدا کرد واو به وسیله آن موفق شد به آفریقا سفر کرده و برای مدت زیادی آنجا به عکاسی و نوشتن بپردازد که نتیجه آن کتاب ” یاداشت‌هایی از کلبه گلی ” شد.

ویتال در سالی که عکس معروف اریک گرگوریان( زلزله قزوین ) در مسابقه word press photo مقام اول را گرفت توانست رتبه سوم را در بخش اخبار عام کسب کند . او زن حساس و معتقد به تلاش و کوشش است. در مورد داوری این مسابقه در جواب به این سوال که آیا انتخاب بهتری هم از عکس اریک می توانست وجود داشته باشد , می گوید : تا به حال به چنین چیزی فکر نکرده ام. تصور می کنم همیشه چیزهای باورنکردنی زیادی وجود دارند که می توانند بیشتر به ما الهام بدهند تا اینکه بخواهیم نسبت به برنده شدن و نشدن یک عکس به بحث و منازعه بنشینیم.من ترجیح می دهم که همه انرژی ام را صرف چیزهای مهم در زندگی و توسعه و پیشرفت کارهایم بکنم.

او در مورد این که چرا بیشترین عکس‌های برنده و تشویق شده در جشنواره‌های مختلف عکاسی آنهایی هستند که از جنگ و خونریزی و مرگ اثری در خود دارند , می گوید : هیچ وقت برای این که مثلا به هند بروم تا از آشوب‌های مردمی عکاسی کنم , نقشه و برنامه قبلی نداشته ام. ولی وقتی این اتفاق می افتد من نمی توانم از آن چشم پوشی کنم. خب ! با وجود مشکلات مایوس کننده در دنیا و جنگ‌ها مسلما ما نباید به عنوان عکاس به آنها عادت کنیم و وحشی گری را عنصر ثابت عکس‌هایمان کنیم. زیبایی در همه گوشه و کنار زندگی و حوادث آن وجود دارد. باید آنها را هم دید. در آخرین مسابقه world press photo وقتی که یکی از عکس‌های تلخش در مورد جنگ گجرات توانست مقام سوم را کسب کند , گفت : ای کاش یکی ازعکس‌هایم که منعکس کننده شادی و زیبایی و عشق به زندگی و آدم‌هاست در این مسابقه مقام می آورد و تقدیر می شد!

در این مورد می گوید : شرایط بسیار سختی را در آن دوره عکاسی تحمل کردم. جنگ و آدم کشی و خشونت را با همه وجودم بین مردم حس کرده بودم و غم سنگینی در دلم لانه داشت. این که درست یکی از عکس‌هایم از آن دوره وحشتناک توانست برایم جایزه ای به ارمغان بیاورد , برایم سخت بود.

چند تا از بهترین عکس‌های او در مورد جنگ و مبارزه بین مسلمانان و هندوها در گجرات ثبت شده است : وقتی برای عکاسی از این واقعه به گجرات رفتم همه شهر را آتش و دود گرفته بود. همه جا صدای جیغ و فریاد آدم‌ها می آمد و از علایم حیات در آن شهر خبری نبود.مجبور بودم همراه با یک پلیس برای انجام کارم به وسط شهر بروم.آنجا با مردمی مواجه شدم که با شمشیر و چاقو به جان هم افتاده بودند و خانه‌های همدیگر را آتش می زدند. چطور می توان کشتن صد‌ها انسان را متوقف کرد ؟ این سوالی بود که در آن لحظات دست از سرم بر نمی داشت. من فقط یک دوربین داشتم و تعداد زیادی از مردم از من کمک می خواستند. چه می توانستم بکنم؟ چرا این آدم‌هایی که با هم دوست و همسایه اند اینطور یکدیگر را می کشند و نابود می کنند ؟ این حس وحشتناک از آن زمان با من هست. برخی از تلخ ترین عکس‌هایم مربوط به آن دوران است. زمانی که از نزدیک آدم کشی و مرگ جلوی چشمانم اتفاق می افتاد.

امی همه هنر‌ها را دوست دارد. از نقاشی و مجسمه سازی و موسیقی در حین عکاسی الهام می گیرد و همه فرم‌ها و گونه‌های عکاسی را قبول دارد .در کنار عکاسی می نویسد و گاه گزارش‌های سفرش را هم همراه با عکس‌ها به مجلات می دهد.بعد از سفر به کشورهای اروپایی مدت‌هاست که بین هند , خاورمیانه ( افغانستان , ازبکستان و آذربایجان ) و همچنین آفریقا ( سنگال ,گینه بیسائو , سیرالئون , کنیا , تانزانیا و آفریقای جنوبی ) در سفر است و عکاسی می کند . بهترین خاطاتش مربوط به آفریقا و زندگی لابه لای مردم ساده و بی آلایش آفرقایی است . با این حال نمی تواند تمایزی بین این کشورها قاثل شود : همه این کشور‌ها را با همه وجود دوست دارم و برای نوشتن دلایل هر کدام باید بیش از ۲۰ صفحه کاغذ سیاه کنم.

با توجه به تجربه خودش در مورد نحوه یادگیری عکاسی می گوید : یاددادن شیوه عکاسی به عشق و دلسوزی آموزگار و هنرجو بستگی دارد. باید به جوانان علاقه مند زمینه و ظرفیت لازم برای حرکت داده شود تا بتوانند داستانشان را آنطور که دوست دارند بیان کنند. عکاسان حرفه ای باید به بقیه شانس و موقعیت فراگیری را بدهند و کمکشان کنند تا بدانند کدام زمینه عکاسی را راه اصلی خود می دانند.

“زیبایی خالص و ناب همه جا هست . هر جایی که نگاه کنی وجود دارد . گاهی پیدا کردنش سخت می شود ولی وجود دارد , حتی در میان همه ناراحتی‌ها و غم‌های زمین . “

این اعتقاد او در مورد زیبایی ناب ( Pure ) است. زنی که بشترین عکس‌هایش از وقایع ناگوار زندگی و فقر و ظلم گرفته شده و در زندگی سیار و تنهای خود هیچ کس را ندارد : “نمی توان به مردم یاد داد که چطور زیبا ببینند و چطور تصاویر خوب را از بد تشخیص دهند. همانطور که نمی توان به آنها درس عشق و دوست داشتن داد و آنها را به عشق ورزیدن و جنگ نکردن دعوت کرد. من نمی توانم دنیا را تغییر دهم. فقط از عهده خودم بر می آیم.

او عاشق عکاسی است و عکس‌هایش را ندایی برای فریاد آدم‌ها و مشکلاتشان می داند: “بیشترین کاری که من می توانم بکنم , کمترین کار برای عکاسی است. من عاشق عکاسی ام ولی آرزو می کردم که یک نویسنده بهتر بودم یا شاعر و یا یک موزیسین تا بتوانم از همه امکانات و توانایی ام برای کمک و ایجاد تغییردر مردم استفاده کنم. مردم دنیا در بدترین حالت ممکن و با درک نادرست از زندگی قرار گرفته اند . عکس‌ها قدرت بیان این فاجعه را در همه دنیا دارند ولی من هرگز سعی نمی کنم از آنها تصویر زیبا و جذاب بسازم. نمی دانم راهی برای رسیدن و درک واقعیت وجود دارد یا نه , ولی برای رسیدن به آن تلاشم را می کنم.”

2 دیدگاه

  1. درودبرشما،ضمن تشکرویژه برای معرفی عکاس موصوف،اگرعکس‌های بیشتری ازعکاس بود.به نظرم تاء ثیرفراوانی می‌توانست داشته باشد.

Comments are closed.