نگاهی به عکسی از موسی بلبله

0

:: احسان قنبری‌فرد

عکس‌ها مجموعه‌های از نشانه‌اند. حاصل برش کوتاهی از زمان و مکان که عامدانه یا بر حسب اتفاق، همنشینی چند عنصر محصور در قاب را موجب می‌شوند و مخاطب را به درک ارتباط معنایی میان این عناصر دست‌چین شده فرا می‌خوانند. شیرینی و لذت  تاویل یک عکس زمانی در کام مخاطب می‌نشیند که ضمن تداعی معانی صریح یا ضمنی هر المان، به کلیدواژه معنایی کل اثر، که همان ارتباط معنانی و تئاویل برآمده از همنشینی المان‌ها است، دست یابد. گاه این تاویل به سادگی درک ارتباطی آشنا و روزمره میان عناصر رخ می‌دهد و گاه محصول درک مفاهیم پیچیده‌ای است که از میان خطوط و سایه روشن‌ها یا عناصر پیچیده و انتزاعی یک عکس به دشواری خوانده و بیان خواهند شد.

عکس فوق از چینشی آگاهانه و المان‌هایی محدود برخوردار است و در جهت ایجاد ارتباطی آشنا و ساده میان دو عنصر اصلی و فضای توضیح دهنده و توجیح کننده این اتفاق می‌کوشد. اتفاق آن‌قدر پیچیده نیست که مخاطب را در درک مفهوم و منظور مولف به چالش بکشد. گرچه عکاس در بیان همین معنای ساده، با ظرافت و زیرکی استعاره‌های تصویری و معانی ضمنی را نیز به کار گرفته است. قایق، نشانه‌ برجسته‌ای است که فضای نمک سود شده و خشک زمینه را توجیه می‌کند و نیز عنصری است که علیرغم ناامیدی مفرطی که با درک فقدان قاطع آب در مخاطب ایجاد شده است و نیز با وجود از پا افتادگی سوژه انسانی، رگه‌هایی از امید را، با توجه به ماهیت نجات بخش خود، در مجموعه تاویل میدواند. گرچه سویه کاربردی و مفید قایق، زمینه دیگری را برای امیدبخشی طلب کند و حتی واژه نجات را در شرایط موجود بی‌معنا و بی‌ارتباط جلوه دهد. نکته دیگری که در عکس، جلوه گری می‌کند ترکیب‌بندی استفاده شده در قاب است که ضمن توجیه جنبه فنی و تکنیکی، در القای معنای ذکر شده نیز موثر است. ترکیب مبتنی بر خطوط دیدگانی که گویی قاب را از نقطه دید مخاطب آغاز می‌کند و  ضمن القای حضور وی در فضای ترسیم شده، با بهره‌گیری از خطوط دیدگانی که مثلثی را در میانه قاب ترسیم می‌کنند، نگاه وی را بر اساس ماهیت تصویری مثلث، به قایق نشسته در راس هدایت می‌کند.

عکس یادآور اندام‌های مسخ شده بیل برانت در سواحل شنی و ماسه‌ای و دارای مفاهیمی‌از همان جنس است. با این تفاوت که با وجود گرمای طاقت فرسا و آفتابی که سایه‌های عمودش، نشان از شدت تابشش دارند، یاس را در معنای مطلق القا نمی‌کند و رگه‌هایی از امید را مبهم و پرسش آلوده، در ذهن حیران مخاطب نگاه می‌دارد. شاید این القا تنها به واسطه درک کنونی مخاطبی باشد که در شرایطی خوب و معمول، نگاهش را به چشم‌اندازی سپرده‌ است که در القای بحرانی عظیم می‌کوشد.

وبلاگ نویسنده +